امشب هیچ شمایل زندهها رو نداشتم و تو فکر بودم که این ساعتها چطور نفسکشیدن رو تاب بیارم، که برادرم برام آتشی درست کرد تا نزدیکش گرم شم و با عطر بهارنارنج آروم بگیرم. خواهری دارم که با همهٔ نبودنهام باز هم دوستم داره و بعضی شبهایی که کمجونم و درمونده، منو در آغوشش میگیره و نوازشم میکنه. با خود
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
تاريخ: جمعه
6 اسفند
1400 ساعت: 20:55